درباره من بیشتر بدانید!

 اینجا درباره من می‌شنوی، منی که مثل تو به دنبال اصلاح ضعف هام ، شناخت و تقویت نقاط قوتم و بهبود کیفیت زندگی هستم. پس با من همراه شو …

 زمانی را بخاطر می‌آورم که وقتی به خود در آینه می‌نگریستم، تصویر دختری را می‌دیدم که علی رغم تلاش‌های بسیار، هیچ وقت از خودش راضی نبود. احساس می کرد با آن کسی که می‌خواست باشد خیلی فاصله داشته و نمی‌دانست برای چه باید خودش را دوست داشته باشد…

تمام گذشته‌ جلوی چشمانم مرور می‌شود. خاطرات سقوط‌ها و اوج گرفتن‌ها، شکست‌ها و موفقیت‌ها، شوق‌ها و غم‌ها، یأس‌ها و امیدها، تلاش‌های پی در پی، جنگیدن‌های مداوم و فراموش کردن «خود» برای رسیدن به دستاوردهای مطلوب.

ولی حتی وقتی هم که به هدف می رسیدم هیچ وقت شادی و رضایتی درونی تجربه نمی‌کردم. تا دو ماهی که بهت تبریک میگن خوشحالی ولی این شادی دوام چندانی نداشت. چون تشویق‌های بیرونی تمام می‌شد و تو می‌ماندی و اضطراب راهی که انتخاب کرده بودی.

بلافاصله به دنبال شادی گمشده، برای دستاورد جدیدی خودت را به آب و آتش می‌زنی تا بلکه بتوانی این خودی که همیشه همراهت بوده را دوست داشته باشی. به هر دستاوردی چنگ زده تا دیده شوی و بتوانی خودت را تایید کنی از طریق تاییدی بیرونی که از دیگران گرفته‌ای! اما بعد از هر دستاورد باز هم احساس ناکافی بودن، پوچی و نارضایتی همیشه همراهت هست.

 کسی یادمان نداده بود که خودمان را باور کنیم و به نیروهای که در درون‌مان وجود دارد، اعتماد کنیم.

زمانی را بخاطر می‌آورم که دیگر در چهره‌ام هیچ شور و نشاطی نبود. احساس می‌کردم که دیگر جسمم توان ادامه دادن ندارد. انگار بنزین وجودم تمام شده بود و علایم جسمی هشدارهایش را شروع کرده بود…

گویی جای چیزی در زندگیم خالی بود که هیچ دستاوردی پرش نمی‌کرد و هرچه می‌دویدم بیشتر از آن دور می‌شدم.

چه سال‌ها که خودم را فراموش کرده بودم، نمی‌دانستم که کیستم و چه می‌توانم باشم…

امروز بعد از توقف اجباری که تو زندگی داشتم خیلی چیزها فهمیدم و فهمیدم که هنوز دانشی ندارم در مقابل علم عظیم و عجیب روان. درباره قوانین جهان، اعتماد و ایمان به نیروی عظیم و برتر.

حالا این «خود» را می‌شناسم و می‌دانم که چرا باید دوستش داشته باشم و چه توانمندی هایی دارد.

حالا این را می‌دانم که هر فرو ریختنی، آغازی است برای ساختن خودی بهتر از قبل. دختر امروز می‌داند که زندگی صحنه آزمون و امتحان هست و هر درد و رنجی، درسی دارد که اگر نیاموزد دوباره محکوم به تکرار تقدیر هست تا وقتی که بجای فرار از رنج و امتحان، درس پشت اتفاق را بیابد و به رنجش معنا ببخشد.

دختر امروز می‌داند که خودش برای ساختن زندگیش کافی است. می‌داند که کیست، چه ویژگی‌هایی دارد و خودش را با همه ضعف ها و قدرت‌ها پذیرفته است تا بتواند نقاط قوتش را تقویت و نقاط ضعفش را اصلاح کند. حالا دیگر می‌داند که رفتارهای دیگران انعکاس رفتاری است که با خودش داشته است.

این من یاد گرفت تکه‌های وجودش را از دل شکست‌ها، ناکامی‌ها، درد و رنج‌ها، ترک شدن‌ها، زخم‌ها و تجربه‌های تلخ جمع کند و همچون چینی‌های ترمیم شده با طلا، تکه های گم شده وجودش را که دیگر مثل قبل نمی‌شود، با طلای آگاهی بهم بچسباند.

و تصمیم گرفتم این دانش را، چیزی که در مدرسه باید یاد می‌دادند و ندادند را با شما دوستان به اشتراک بگذارم. بسیاری از مدارس نه تنها نتوانستند گوهر وجودی نوجوانان را پیدا کنند و تقویتش کنند که چه بسا باعث تخریب عزت نفس و اعتماد به نفس آن‌ها شدند. تخریب شخصیت نوجوانانی که شاید می‌توانستند شبیه انیشتین باشند، دانشمندی که از مدرسه اخراج شده بود!

دوست دارم همانگونه که توسط اساتید بسیار بزرگی توانستم به زندگیم معنا ببخشم و مرهم را از دل زخم‌هام بیابم، الهام بخش دیگران شوم.

سال‌ها گذشت تا با مفهوم کوچینگ و کوچ آموزشی- تحصیلی نوجوانان آشنا شدم. تلفیقی از آموزش، نوجوان، استعداد یابی، کمک به بهبود زندگی و توسعه فردی.

در همین راستا برای کسب مهارت های بیشتر در دوره های آموزشی بسیاری نزد اساتید مطرح کشور شرکت کردم. دوره های آموزشی نخبگان نوبل دکتر آزمندیان ، دوره های تربیت کوچ و مشاوره تحصیلی هولدینگ دکتر نکویی ، دوره‌های تربیت کوچ نوجوانان مهندس نادرلو ، دوره های توسعه فردی و استعداد یابی مجموعه تلنتا، دکتر شیری و… شرکت کردم.

عکس مدارک دوره‌ها میتونید از طریق لینک

مدارک دوره ها در صفحه اینستاگرامم ببینید.

باشد که امید را با یاری یکدیگر زنده نگاه داریم. امید به بهبود اقتدار شخصی، آینده‌ای که باید ساخت و تلاش برای فردایی روشن‌تر و رفع چالش‌هایی که نوجوانان و جوانان با آن‌ها رو به رو هستند.

نظرات برخی از دانشجویان

اراده آهنین های آکادمی استادیار