کتاب نجات از هزارتو
کتاب نجات از هزارتو کتابی است با درون مایه روانشناسی که به شما در شناخت تروما های گذشته و تاثیر شان بر روان و زندگی در بزرگسالی کمک میکند.
کتاب حاضر به شناخت الگوها، درمان گذشته، بازسازی خود و روش های درمان و تاثیر ذهن و روان بر جسم میپردازد. به گفته نیکول لپرا نویسنده کتاب، بسیاری از بیماری ها نشأت گرفته از آسیبهای روانی و زخم های التیام نیافته روان است. این کتاب از جمله آثار پرفروش نیویورک تایمز به شمار میآید.
دکتر نیکول لپرا متخصص روانشناسی بالینی در دانشگاه کرنل است. او همچنین دارای مدرک روانکاوی از دانشگاه فیلادلفیا است. این پژوهشگر بهطور ویژه در تحقیقات خود به ارتباط و هماهنگی میان ابعاد ذهنی و جسمی انسان میپردازد.
به شما اطمینان می دهم که نویسنده در این کتاب فقط به بررسی تاثیرات گذشته بر زندگی کنونی نپرداخته است و برای درمان تروما های گذشته راه شفابخشی دارد.
در بخشی از کتاب میخوانید:
من بهتازگی تولد سیسالگیام را جشن گرفته بودم و با خودم فکر میکردم که: «واقعاً همین بود؟!» با اینکه به بسیاری از رؤیاهای خود دستیافته بودم (در شهری که دوست داشتم زندگی میکردم، مطب رواندرمانی خودم را داشتم و کسی که دوست داشتم را پیدا کرده بودم)، ولی همچنان این حس را داشتم که یک چیز اساسی در وجود من، از دست رفته یا گم شده است یا اصلاً از اول هم در من وجود نداشته است.
بعد از سالها بودن در روابط مختلف، هنوز از لحاظ عاطفی، احساس تنهایی میکردم. در نهایت، با شخصی آشنا شدم که حس میکردم برای من مناسب است. او خیلی با من فرق داشت. هرچقدر من مردد و بیحوصله بودم، او پرشور و مصمم بود. اغلب به روشهایی مرا به چالش میکشید که حس میکردم هیجانانگیز هستند. با تمام این تفاسیر، من قاعدتاً باید خوشحال یا حداقل راضی میبودم؛ اما اینطور نبود. من همچنان غرق در افکارم میشدم، هیچ حسی نداشتم و از درون، احساس تهی بودن میکردم.»
.
.
.
❓چرا همه ما نیاز داریم تا با کودک آسیب خورده درون مون ارتباط برقرار کنیم؟؟
هفت تیپ شخصیتی کودک درون
مراقب:
این تیپ شخصیتی، معمولاً از وابستگی نشئت میگیرد. او معتقد است که تنها راه برای دریافت عشق و حمایت دیگران، نادیدهگرفتن نیازهای خود است.پُردستاورد:
این تیپ شخصیتی، حس میکند با کسب موفقیت و دستاورد، دیده و شنیده میشود و ارزشش بالا میرود. او برای مقابله با عزتنفس پایین، از تأیید بیرونی استفاده میکند و معتقد است که تنها راه برای دریافت عشق، از طریق داشتن دستاورد است.کمدستاورد:
این تیپ شخصیتی، بهخاطر ترس از انتقاد و شرم از شکست، خودش را کوچک و دور از نگاهها نگه میدارد و از تواناییهای خود، به طور کامل استفاده نمیکند. معتقد است که تنها راه دریافت عشق، این است که نامرئی بماند.ناجی / محافظ:
این تیپ شخصیتی، بیامان در تلاش است تا با هدف درمان آسیبپذیریهای دوران کودکی خود، اطرافیانش را نجات دهد.
دیگران را بیدفاع، ناتوان و وابسته میداند و بودن در موقعیت قدرت، به این نوع کودک درون زخمی حس خودارزشمندی میدهد.او معتقد است که تنها راه برای دریافت عشق، این است که روی خواستهها و نیازهای دیگران تمرکز کرده و به آنها کمک کند تا مشکلاتشان را حل کنند.
مجلسگرمکن:
او همان شخص همیشه شاد، سرزنده و شوخطبعی است که هیچگاه رنج، ضعف و آسیبپذیری خودش را نشان نمیدهد. معتقد است که تنها راه برای اینکه حس خوبی داشته باشد و عشق دریافت کند، این است که مطمئن شود همه اطرافیانش خوشحال هستند.بلهقربانگو:
این تیپ شخصیتی، تمام نیازهایش را نادیده گرفته و اگر آب دستش است، زمین میگذارد تا بتواند به دیگران خدمترسانی کند. این نوع بهاحتمال زیاد، در دوران کودکی «ازخودگذشتگی» را آموخته است و همانند تیپ شخصیتی «مراقب»، درگیر یک الگوی وابستگی عمیق است و معتقد است که تنها راه برای دریافت عشق، این است که هم خوب باشد و هم ازخودگذشته.قهرمانپرست:
این تیپ شخصیتی، نیاز به یک شخص یا قهرمان دارد تا از او پیروی کند. این ویژگی، احتمالاً از زخمی نشئت میگیرد که توسط یک «مراقب» زده شده است. این نوع کودک زخمی درونی، شخص مراقب را یک اَبَرانسانِ بدون خطا میداند و معتقد است که تنها راه دریافت عشق، این است که نیازها و تمایلات خود را نادیده بگیرد و به دیگران، به شکل یک الگو نگاه کند تا نحوه زندگیکردن را از آنها یاد بگیرد.افراد فکر میکنند اگر یک شغل عالی داشته باشند، خانه بخرند یا بچهدار شوند، «نجات» پیدا خواهند کرد یا احساس رضایت خواهند داشت. آنها به بسیاری از اهداف خود میرسند، اما همین که به هرکدام از آنها دست پیدا میکنند، این حس را دارند که هنوز همان قدر و شاید بیشتر از قبل، ناراضی هستند.
کودک درونِ زخمیشده، تمام این امیال و کششها را به دوران بزرگسالی میآورد. ما این «ناتوانی» را همراه خود حمل میکنیم. امیدواریم که دیگران، شرایط زندگی ما را تغییر دهند و ما را خوشحال کنند.
درحالیکه باید هدف واقعی و بلندمدت ما این باشد که احساس امنیت را در درون خود به وجود آوریم و باور کنیم که به اندازه کافی، خوب هستیم. اما برای رسیدن به این هدف، باید چه کارهایی انجام دهیم؟ این سؤالی است که با پرداختن به مشکلات کودک درونمان، میتوانیم به آن پاسخ دهیم.
کودک درون خود را ملاقات کنید
بهاحتمال خیلی زیاد، آنچه شما هر روز انجام میدهید، حس میکنید یا به آن فکر میکنید، تقریباً همان نسخه المثنی از تجربیاتی هستند که در گذشته داشتهاید.
نویسنده کتاب: نیکول لپرا
مترجم: شهرام شیری
ناشر: انتشارات متخصصان
دیدگاهتان را بنویسید