کمالگرایی
تعریف کمالگرایی
کمالگرایی شکافی است که بین جایی که هستیم (واقعیت زندگی) و جایی که دوست داریم باشیم (خواستههای ما) وجود دارد.
استفان گایز در کتاب «چگونه کمالگرا نباشیم» بیان میکند که کمالگرایی متفاوت از کلمه کمال هست. کمالگرایی بر خلاف واژه کمال، محدود کننده، فلج کننده و غیر منطقی است. فرد کمالگرا تا همه چیز در حد عالی نباشد دست به اقدام نمیزند. در تصمیمگیری مشکل دارد و همین عامل فلج کننده میتواند فرد را در حد افسردگی و یا حتی خودکشی پیش ببرد.
استفان گایز معتقد است که اگر به درستی متوجه حقیقت تأثیر مخرب کمالگرایی بر انسان بودیم، از زدن برچسب کمالگرا بودن به خودمان آنچنان ذوق زده نمیشدیم!
پروفسور رندی فراست در سال ۱۹۹۰ ایده مقیاس کمالگرایی چند بعدی را طرح کرد که عبارتند از:
– نگرانی از اشتباه کردن
– استانداردهای شخصی
– انتظارات والدین
– انتقادهای والدین
– تردید در کارها و تصمیمها
هوییت و گوردون فلت کمالگرایی را در ۳ محور طبقه بندی کردند که عبارتند از:
خودمحورانه: استانداردهای غیرواقع گرایانه و تمایلات کمالگرایانه برای خود
دیگرمحورانه: استانداردهای غیرواقع گرایانه و تمایلات کمالگرایانه برای دیگران
فرهنگ جامعه: القای خاص و در حد کمال بودن به افراد
۴ریشه کمالگرایی:
– ناامنی
افرادی که در خودشان احساس امنیت میکنند، کمتر به کمالگرایی دچار میشوند زیرا از توان مثبت اندیشی خاصی برخوردار هستند. اگر از چیزی احساس ناامنی میکنید، بدانید کسانی در دنیا وجود دارند که با وجود همان عیبها، با اعتماد به نفس کامل زندگی میکنند. این آرامتان کرده و به شما نیرو میبخشد.
– خود کمبینی
خود کمبینی احساس غیرواقعی مورد پذیرش عموم قرار نگرفتن است که در نتیجه ضعفی واقعی یا فرضی در فرد به وجود میآید.هرچه قدر این خود کمبینی در فرد بیشتر باشد، بیشتر نسبت به خودش سختگیر میشود.
– نارضایتی
وقتی شما زندگیتان را دوست ندارید، کمالگرایی به شدت در شما تقویت میشود. تقریباً تمام کسانی که زندگیشان را دوست ندارند به کمالگرایی روی میآورند.
– والدین و مدرسه
درخواست والدین و کارکنان مدرسه از کودکان برای کامل بودن اولین رویارویی با این طرز فکر است.

کمالگرایی حاصل دو نیروی «میل به برتری» و «ترس از شکست و بیکفایتی» است.
بارزترین ویژگی شکست، تأثیر واقعی شکست هست. اگر منطقی فکر کنیم فقط یک نتیجه شانسی بوده است نه شکستی که بتواند زندگی ما را تغییر دهد. مثلاً رد شدن یا پذیرش پیشنهاد دوستی به یک نفر یا ارتقا در کار و افزایش حقوق. اما آنچه که فرد را در کمالگرایی فلج کننده نگه میدارد، معنا و نمادی است که به احتمال شکست خود میدهد.
تصور به اندازه کافی خوب و شایسته نبودن و ترس از دست دادن موقعیت و در نهایت ضربه فنی شدن اعتماد به نفس و خودباوری تان. درنتیجه حرکتی نمیکنید. ما از اینکه شکست چگونه شخصیتمان را معنا میکند میترسیم نه نتیجه واقعی خود شکست.
کمالگرایی ما را در برابر شکست نمادین محافظت میکند درست ولی محافظت شدن همیشه به نفعمان نیست. کمالگرایی با بیش از اندازه محافظت کردن از ما در برابر اشتباهات و شکستهایی که ممکن بود ناکامیهایی کوتاه مدت اما کامیابیهایی بلند مدت به ارمغان آورند، در طولانی مدت ما را ضعیف میکند.
اگر میتوانید چیز نامطلوبی را تحمل کنید و آن شما را قوی کند، بسیار بهتر از آن است که در مقابلش محافظت شده باقی بمانید.
هنگامی که با کمال گرایی و به تأخیر انداختن کارها دست به گریبان شدهاید، خود را به چالش «سعیات را بکن و ببین چه میشود» دعوت کنید. برداشتن قدمهای کوچک اما پیوسته، موفقیتهای بزرگی به همراه خواهد داشت.
از نشانه های کمالگرایی منفی
– انتقاد ناپذیری
– نارضایتی زیاد
– ترس از شکست
– تمرکز روی نتیجه
– به تعویق انداختن کارها
– استانداردهای غیر واقعی داشتن
برگرفته از کتاب «چگونه کمالگرا نباشیم»
نوشته استفان گایز
در همین راستا مطالعه درمورد نشخوار فکری پیشنهاد می شود.
دیدگاهتان را بنویسید